Naser khan Ghashghai 15-15 خاطرات زنده یاد محمد ناصر قشقایی M

Поделиться
HTML-код
  • Опубликовано: 20 янв 2025

Комментарии • 15

  • @قاسماقارضایی
    @قاسماقارضایی 8 месяцев назад +1

    روح بزرگ مردان ایل قشقایی وشهیدراه آزادی خسرو خان قشقایی شاد زنده‌ باد ایران زنده باد ایل بزرگ قشقایی وطنم پاره تنم😢😢❤❤❤

  • @اریاف-ن3خ
    @اریاف-ن3خ 3 года назад +1

    من اولین بار هست صدای این دلاور رو میشنوم ولی حظ کردم از طرز بیان ایشون ..‌روحش شاد

  • @mohammadjavadrahmani2227
    @mohammadjavadrahmani2227 Год назад

    روحش شاد

  • @marzbanfarsi9350
    @marzbanfarsi9350 Год назад

    خددا بیامرزد خسروخان

  • @kohzadghanbari9106
    @kohzadghanbari9106 2 года назад +1

    ناصر خان مرد بزرگ

  • @mohammadrezagasemi3380
    @mohammadrezagasemi3380 Год назад

    درود،حکومتها همیشه مخالف قشقاییها بودن،حکومتها همیشه با دلاوران مخالفند

  • @ibdoilah16
    @ibdoilah16 3 года назад

    قربان آن الحجه ترکیه برم یعنی لجه شرافت اذت

  • @amirtymorlang6497
    @amirtymorlang6497 5 лет назад

    بادرود و سلام کسی از فوت این بزرگ مرد اعطلاعی داره سرنوشتش اخر چی شد

  • @azadkhoshneshin2054
    @azadkhoshneshin2054 7 лет назад

    آخ تا قیامت.

    • @naserbaseri2659
      @naserbaseri2659 4 года назад +1

      خدا رحمتش کنه ناصرخان مرد دلاوری بود ما با اینها هم ایل بودیم ما از ایل باصری بودیم اینها قشقای بودن ما با اینها خیلی نزدیک بودیم فقط تنها فرقش این بود اینها ترک بودن ما تاجیک بودیم

  • @diyarariyay2432
    @diyarariyay2432 5 лет назад +2

    اگه قسمت 16 از مصاحبه ناصر خان قشقایی بزرگمرد باشرف و وطن پرست موجود هست منتشر کنید. وطن پرست بی وطن قشقایی .

  • @rollsrolling743
    @rollsrolling743 5 лет назад

    از کتاب مصدق.نضت ملی و روداد های تاریخ معاصر ایران نوشته جمال صفری جلد دوازدهم.از سخنان اسماعیل خان صولت الدوله (سردار عشایر قشقایی)»

    « اینک روزی رسیده است که بعون الله تعالی ایل مهم قشقایی که سالهای دراز در این آب و خاک پرورش یافته و همواره به شجاعت مشهور بوده اند به مدد برادران وطنی خود تنگستانی ها و دشتستانی های دلاور دست از آستین مردمی برآرند و چنان چشم زخمی به قشون دشمن و خائنین برسانند که آوازه آن در جهان پیچیده و جهانیان بدانند که ایران بردنی و خوردنی نیست.» (44 )
    من بنا به امر دولت متبوعه خود برای جنگ با اجنبی های متعددی آمده ام. علت هم این بوده است که آنها قدم به سرزمین ایران گذاشته و فارس را از تحت نفوذ رسمی خود در آورده اند قشون تشکیل داده اند و به وطن من تجاوز و به هموطنانم توهین کرده اند.
    وقتی منتصر الملک می گوید فعلا مبلغ یکصد هزار تومان و امنیت راه اصفهان تا بوشهرو دوهزار قبضه تفنگ و4 عرادۀ توپ به شما می دهند قبول بفرمائید. صولت الدوله سردار جواب می دهد از قول من به حضرت والا عرض کنید بنده حاضرم از ریاست ایل قشقایی که همه به منزله فرزندان من هستند صرفنظر کنم به علاوه مبلغ دویست هزار تومان هم تقدیم کنم مشروط بر اینکه انگلیسیها به کلی از ایران خارج شوند واگر به زودی پلیس جنوب را منحل نکنند و از فارس خارج نشوند مجبورم با آنها بجنگم و تا جان در بدن دارم دست از ستیز بر نکشم .»